روایت دوم: ا
علی نوروزی، دانش آموز، در بیمارستان گفت: روز پنجشنبه، زنگ آخر مدرسه، معلم ما چند نفر را به همراه من با کابل تنبیه کرد. چهار مرتبه با کابل، به گردن و پشتم زد. بعد دست هایم خشک شد؛ به حدی که دیگر نمی توانستم تکان شان بدهم، پاهایم قفل شده بود، سرم گیج می رفت… هنگام برگشت به خانه، بین راه حالم بد شد و افتادم. با کمک یکی از اهالی به خانه رفتم. مرا به بیمارستان اهواز بردند. یازده روز آنجا بودم که بخاطر وضعیت بدم به آنجا اعزام شدم. حالا حالم خوب نیست، نمی توانم راه بروم. از معلمم می خواهم که دیگر کسی را مثل من تنبیه نکند
همه مطلب را در ادامه متن بخوانید
نوشته شده توسطNegin در تاريخ سه شنبه 31 ارديبهشت 1387 - 22:08 | ادامه متن ·
0 نظر · 11 تعداد بازديد -  |
|